|
کاش قلبم درد پنهانی نداشت چهره ام رنگ پریشانی نداشت
کاش برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه عشق را بی خطرپ پیمود اما قربانی نداشت . این شعر رو تقدیم میکنم به پگاه گلم هر چند قلبم رو شکستی اما با تمام وجود دوستت خواهم داشت حتی در آغوش دیگری و با دیگران در قلب من پایدار خواهی بود . من هم دیگه به وبلاگ نمیام و دفتر عشق رو در قلبم برای همیشه مخفی خواهم کرد. دوست خواهم داشت . تا ابددددددددد تا همیشه ه ه ه تو تمام هستی من هستی خدانگهدارت گل من .
ID : Xe_dj_l2n پسورد : شمارت تلفن خونتون ... بعد از خوندن مطلب برام يك Off بزار كه بدونم با ايديت آنلاين شدي من مطلبم رو پاك كنم .
این مطلب رو چند شب پیش نوشته بودم وقتی که بعد از ۱ ماه دوباره اومدی و به وبلاگ سر زدی . حالا هم تصمیمم رو گرفتم و میخواهم برم اما مثل تو نیستم که بی دلیل برم دلیل هامو میگم و مهمترین دلیلش هم اخرین موضوعی هست که در اینجا مینویسم . رفتی بی خبر گفتم عیب نداره دلبری میکنه بی اعتنایی کردی به من گفتم عیب نداره دلبری میکنه شخصیت من رو خورد کردی گفتم عیب نداره عزیزتر از اون مگه هست یادت رفت همه چیز رو که با خندت میخندیدم با گریت گریه کی شبا همیشه برات شعر میخوند یادت رفت برات هر کاری میکردم ! باز رفتی گفتی که دوستم نداری گفتم علاقت رو برمیگردونم ۱ مسیر خواستم بگی به من ولی همه راهها رو بستی تنها دل خوشی من ۱ مشت خاطرات دروغ بود - الان میگی کدوم دروغ همیشه میگفتی عاشقم هستی اما در اخرین نظرت اینو هم گفتی که هیچ وقت عاشق نبودم . پگاه عشق قابل درک نیست برای من هم تو ۳ سالی که در کنارم بودی درک نمیشد برام حس میکردم دوست دارم کنارت باشم اما عشق نه !!! تو اون روزهایی که تو خونه بودی هم به من سخت نگذشت چون احساس میکردم قلبت با منه عشق رو حس نمیکردم . وقتی رفتی حس کردمش منم میرم برای همیشه و باز نخواهم گشت . شاید عشق رو با دیگری و شاید روزی عشق رو با این خاطرات کهنه من درک کردی میرم و دیگر باز نخواهم گشت شاید روزی این مطالب رو چندین بار بخوانی . پگاه من هم عاشق در کنار با تو بودن بودم دوست داشتم دستهایت رو بگیرم و به تو خورشید را نشان بدم دوست داشتم سردی جدایی های اینده ات رو که اجباریست با گرمی و حضورم در کنارت جبران کنم . دوست داشتم اما هیچ وقت نگذاشتی هیچ وقت درک نکردی این حس در تو بیدار خواهد شد شاید به جستجو پرداختی ! اما در جستجوی من به داستانهای تلخی خواهی رسید . و من تورا با تمام داستانها خاطرات شعرها و اشکها تنها میگذارم . روزی که مثل امروز من تنها شدی حقیقت را درک خواهی کرد حقیقت عشق و تنهایی ... این هم مطلبی هست که اون شب نوشتم و با یک فال حافظ تصمیم گرفتم بازگردم ... اما دیگر مطمئن هستم برای این امر باشد که دیگر از من در تو اثری نباشد و تو هر روز با حقیقتها آشنا تر نميدوني چي كشيدم ديگه چيزي نميخوام ازت حتي اين انتظار هم ندارم ديگه به اينجا بياي تو وقتي از بارون ميگي كه بارون رو ببيني شايد يادي از اون روزها به يادت بياد اما كجايي كه ببيني هر شب من بارونيه من هوايي باراني تر از باران خودم نديدم اين پست اخري كه داده بودم به خاطر نا اميدي ازت بود فكر نميكردم ديگه بياي ميخواي برم باشه ميرم ميرم برا هميشه چون اخرين ارزوم بود كه براي آخرين بار بياي اينجا گفتم بياي بعدش ميرم . برو اما من در امتداد هر بهانه بهانه ات را می گیریم نمی دانم مهمان نوازی ات سر جایش هست یا نه ..! اما من کوچه به کوچه سراغ خانه ات را می گیرم . برو اما به کسی نگو با من چه کردی نمی خواهم ته دل بگویند چه نامردی نگو دیوانه بود سرزنشت می کنند . نگو حقش بود ظالمش می کنند . نگو عشق ما از اول اشتباه بود . می گویند رفیقش نیمه راه بود . نگو دست محبتش را رد کردی . می گویند به خودت بد کردی . نگو زندگیش تباه شد . می گویند برای تو گناه شد . نگو مرا برای بازی انتخاب کردی . می گویند پلهای پشت سرت را خراب کردی. نگو نمی خواهمش آدم زیاد است . می گویند این حرف آدمهای بد نهاد است . نگو سکوت کرد هر چه تهمت شنید . می گویند شیطان را در چشمهای تو دید . نگو بیچاره بود و بیچاره ترش کردی نگو زندگی اش را گرفتم . شايد ديگر هيچ وقت من رو نديدي خدانگهدارت گل من - تنها عشقي بودي كه در قلبم رشد كردي و در قلبم ... به ياد تنها عشق ديگر نگزاشتم كسي بيايد و براي هميشه در اين قلب رو خواهم بست و منتظر هيچ كسي نميمونم . مثل اسفنج مثل مرجان مثل دريا ميموني اينقدر عزيزي كه هميشه تنها ميموني پشت چشم نازك نكن اينقدر واسه پروانهات آخرش از كاروان خوشي ها جا ميموني پاسخ تورو محاله كسه ديگه بدونه حلتو من بلدم مثل معما ميموني چشم تو يه عالمه شعر قديم و نو داره مثل حافظ مثل سهراب مثل نيما ميموني مثل نيما ميموني مثل مجنون نميگم مجنون كه تفلي ناز نداشت تو يه دنيا ناز داري پس مثل ليلا ميموني مثل شاعري كه پرسيد پريا چشون شده مثل هم صحبت شعراش مثل ايدا ميموني سارا اسمش واسه ي وفاداريش افسانه شد اگه با وفا بموني مثل سارا ميموني مثل حوض تو حياط خونه ی مادر بزرگ مثل عكس كامل توي شب ها ميموني دنيا رو به هم ميرزي وقتي از راه ميرسي مثل طوفان مثل شورش مثل غوغا ميموني رقص موهات تو نسيم سنفونيه عاشقيه مثل اوج يك ترانه تو نوتلوو ميموني هر كجايي كه بري آسمونش پايين مياد چون همه دوستت دارن هميشه بالا ميموني تو هميشه هستي و مال تمام قرنهايي مثل ديروز مثل فردا مثل حالا ميموني فال من تو روشنايي چشاي نازته مثل نيتهاي پاك شب يلدا ميموني چي ميشه يك شب بياي يكم غرور رو بشكني بگي كه واسه ي هميشه پهلوي ما ميموني مثل الوند و خزر مثل دماوند و دنا با شكوهي و تو مثل نخلهاي خرما ميموني توي قطب هم دست تو واسه سوزوندن كافيه اسم انزوا مياد تو مثل سرما ميموني اسمتو همه ميپرسنو نميتونم بگم توي شعرهام هميشه با اسمت زيبا ميموني lovemylife man-pegah pakiyeab ---------------------------------------••• پايان •••------------------------------------------
عاشق مثل پروانه است عشق هم اتش پس من عاشق اتش و سوختن هستم نگران من نباش من عاشق بودن معشوق تو بودن رو دوست دارم بی وفایی کار معشوقه عاشق همیشه تنهاست . اگه اینجا بیای تو هم بنویسی چی میشه ؟ دوست دارم وبلاگ رو ۲ نفری بنویسیم اصلا به یکدیگه نرسیم شاید هم رسیدیم !!! پگاه نیت کردم و فال حافظ زدم خیلی وقت بود نزده بودم خوب درومد شاید الان نامزاد کرده باشی و به حرف الانم بخندی و بگی حافظ هم به تو دروغ گفته !! من تحمل ام رو زیاد کردم یک بار کشیدم و میتونم تحمل کنم که تو با یکی دیگه باشی . اما یک قول همینجا به هم بدیم اگه یک روزی دوباره خواستیم هم دیگه رو اگه خواستیم از اول همه چیز رو بسازیم اگه ما دو مسافر خواستیم هم سفر بشیم موقع آشنایی دوباره فقط ۲ لبخند به هم هدیه بدیم از هم بپرسیم ولی دلگیر نشیم باور کنیم عشق ما واقعی بود و کارهایی دیگه ای که کردیم بچگی باور کنیم جواهری با ارزشتر از عشق نیست شاید من خیلی خوش خیالم اما باور کن دیر نیست رابطه دوباره اطمینان میخواهد و عشق - شاید هم با یکی دیگه شروع کردی اگه اینطور هست واقعا به من بگو :.: یک بار این حرف رو زدی اما به دروغ ادم بدی بودم سنگ زیر پات شدم باور کردم سکوت باز سکوت میکنم تا همیشه منتظر معجزه نباش که زمان برگرده عقب معجزه بکن شاید بگی اینم شد دفتر شعر همش ... باور کن دیگه اینجا اخرین جایی هست که با تو میتونم صحبت میکنم . حقیقت شاید سخت باشه اما حقیقت رو که بگی شاید همه سختیها قابل حل باشه . منتظر نظرت هستم شاید هم تلفن زدی و من انتظار میکشم. مراقب خودت باش گلم .
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي اره بازم منم همون ديوونه هميشگي فداي مهربونيات چي ميكني با سرونوشت دلم واست تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه جاي نگاهت بدجوري تو صحن چشمات خاليه ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غم ه از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار اسمون فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون فداي تو نميدوني بي تو چه دردي كشيدم حقيقت و بهت بگم به آخر خط رسيدم رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي نميدوني چقدر دلم تنگه براي ديدنت براي مهربونيات نوازشت بوسيدنت به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راحته يك قلب تنها و كبود هلاك يك نگاهته من ميدونم همين روزا عشق من از يادت ميره بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي بيشتر از اين منو نزار تو غصه و دلواپسي يه وقت منو گم نكني تو دود اون شهر قديم يه سرزمين غربت با صد تا نيرنگ و فريب فداي تو شبا بي خوابي خست ات نكنه غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه اگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون منم تورو سپردمت دست خداي مهربون از وقتي كه رفتي اسمونمون پر از كبوتره زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بدتره غصه نخور تا وقتي بياي حال منم اينجوريه سلفه هاي مكرر ام مال هواي دوريه تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟ دلت ميخواد ميومدم ! يا تنها رفتي بهتره ؟؟ يادت مياد گريه هامو ريختم كنار پنجره داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادتت ت ت نره يادت مياد خنديدي و گفتي حالا بزار برم تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست با اينكه من خوب ميدونم جواب نامه با خداست تنها دليل زندگي با يك غمي دوست دارم داغ دلم تازه ميشه اسمتو وقتي ميارم وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير مگه نگفتم چشاتو از چشم من هيچ وقت نگير حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه تو رفتي من غريب شدم عجب دنياي غريبيه دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نزار تو رو خدا با خوبي هات رو هيچ دلي اثر نزار فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم به جون تو فقط دارم يك قطره خواهش ميكنم يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل ميزار علي همون كه بيشتر از همه دوست داره
سلام خدای من امشب دیدم این همه مدت برای یک بنده ات نوشتم درک نکرد اومدم برای تو بنویسم . خدا میدونی چی کشیدم ؟ میدونی چقدر سخته عاشق بشی و درکت نکنن میدونی چقدر سخته برای اینکه دلش رو نشکنی هزار بار تو خودت بشکنی خدا میدونی ۱ سال به خاطر نبودش افسرده شدم ؟ خدا میدونی چقدر سخته میدونی تو همه چیز داری همه فرشته ها و ادمها و ... یک دونشون رو من میخواستم بهم ببخشیش حاضر شدم به خاطرش از همه چیزم بگذرم . میدونم اونقدر گناه کردم که منو یادت رفته اما منم علی هنوز هم دلم برای کوچکترین قلبی که میزنه میسوزه میدونم کلی گناه دارم منو ببخش میدونم چرا دعا هام پذیرفته نشد چون پر از گناه ام اما من بنده ام تو خدا --- چرا خدایی برام نکردی . میدونی خدا این روزها ازت چی میخواستم اگه نشد به هم برسیم بتونم یک بار دیگه خوشحالش کنم و با خوشی ازش جدا بشم اما بی خبر کردی منو و حیران ... خدا امشب بعد از ۲ سال میخواستم بگم پگاه رو به بزرگی تو بخشیدم هم از تقصیرهاش از همه چیز پگاه دنیای من بود امروز دنیای که دارم رو بخشیدم به تو خدا براش یک زندگی خیلی خوب فراهم کن خدا خوشبختش کن . خدا یک روز مثل من نکنیش !!! باشه دیگه میرم ترک میکنم خدا فراموشم نکن بیشتر از همه دوستت دارم خدانگهدارت پگاه برای همیشه
آه تا کی زسفر باز نیایی بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی بازآ شده نزدیک که هجران تو مارا بکشد گر همان بر سر خونریزی مایی بازآ کرده ای عهد که بازایی و مرابکشی وقت آنست که لطفی بنمایی بازآ رفتی و باز نمی آیی و من بی تو بجان جان من این همه بی رحم چرایی بازآ وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی گرچه مستوجب صد گونه جفایی بازآ باشه دیگه نمیگم بمون دیگه نمیگم عاشقتم باشه قبول دیگه حرفی نمیزنم سکوت میکنم باشه خانومی دیگه هیچی نمینویسم ناراحت نشو فقط نگرانتم ۱ بار دیگه بیا اینجا ۱ بار دیگه نظر بزار بعدش برو بخدا اگه میدونستم کارم به اینجا میکشه که تورو ناراحت ببینم هیچ وقت نمینوشتم فقط ۱ بار دیگه آخه بی معرفت یک دفعه که آدم نمیزاره بره ! بی خبر که نمیره من که گفتم هرچی تو بگی همون میشه دیگه چرا اینطوری قول میدم دیگه نویسم قول میدم ساکت بشینم علی دیگه هیچی نمیگه نه به تو نه به هیچ دختر دیگه فقط ۱ بار دیگه بیا بگو نفس میکشی بعدش میرم برا همیشه
ميدونستم همش يك دروغ بود . دروغ بود . عشقت دروغ بود ساز موندنت دروغ بود . برميگردمت دروغ بود. گريه هات دروغ بود. افسوس ... .................................
بنام دوست
یک نفر یک جایی تمام رویاهایش لبخند توست . و زمانی که به تو فکر می کند احساس می کند که زندگی واقعا با ارزش است . پس هر وقت احساس تنهایی کردی این حقیقت را بخاطر داشته باش ... یک نفر یک جایی در حال فکر کردن به توست . خداحافظ آرام و قرار موقت من خدا می داند چقدر سخت است گفتنش مثل عذاب مردن ... به دنبالت گریه نمی کنم رهگذر دل من خودت گفتی بچگی نکن به خاطر من به بدرقه ات هم نمی آیم عزیز خسته ! دلم از رفتنت بدجوری شکسته تو نمی مانی رویاهای خوبم اما من فقط به تو می گویم فقط برای تو می خوانم فقط برای تو می نویسم . از رنجی که می برم از دردی که دارم تو می روی و مرا در غربت غمگین شب برای چیدن ستاره ای تنها می گذاری . می دانم شاید تو دوست داری من مجنون شوم . آواره شوم اما من زندگی صحرایی نمی خواهم نمی توانم تو می روی و یک بغض کال در گلو جلوی آوازم را می گیرد نمی توانم تو را فریاد بزنم گلبرگ آخرین امید در قلبم می میرد تو می روی و نمی دانی انتظار چقدر سخت است چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست مهمان عزیزی باشی که فانوس خانه اش روشن نیست چقدر سخت است آدم را از آرزوهایش دور کنند او را به مسیر ناخواسته ای مجبور کنند . چقدر سخت است دست نوشته هایت را نخوانده خاک کنند . اسمت را از خاطره ها پاک کنند چقدر سخت است که به نام عشق فریبت دهند با بی احترامی ها بهانه دست رقیبت دهند . تو می روی و نمی دانی من به تو عادت کرده ام اگر یک شب برایم لالایی نخوانی در خود می شکنم نمی دانی شکستن چقدر سخت است ! آنکه نشکسته چقدر خوشبخت است اگر می خواهی من بشکنم اگر می خواهی از ماندن حرف نزنم برو حرفی نیست ... همیشه برای رفتن بهانه زیاد است آنچه می ماند یک دنیا غصه و یاد است یادت باشد برای آمدن هم بهانه ای هست خواستی بیایی چشم انتظارت دیوانه ای هست برو قبل از اینکه وجودم از هم بپاشد شاید عشق تو جای دیگر پیش کسی دیگر بهتر باشد برو اما فراموشم مکن این دیوانه را به خاطر بسپار دنیا همین امروز و فردا نیست مرا نکن همبازی روزگار برو اما نگذار آن روزها یادت برود قصه ی آشنایی ها اندازه ی یک آه کوتاه پژمرده شود برو ... سعی نکن بفهمی چقدر دلواپس چشمهای توام چه کنم . دست خودم نیست اگر هنوز هم عاشق دل بی وفای توام می دانم دوستم نداشتی و نداری می دانم در آزارم سنگ تمام گذاشتی و می گذاری چه می شود کرد ... ! یادت باشد دلم را می شکنی و سربلند می روی آنجا دیگر دلی را نشکن و سربلند برگرد برو اما من در امتداد هر بهانه بهانه ات را می گیریم نمی دانم مهمان نوازی ات سر جایش هست یا نه ..! اما من کوچه به کوچه سراغ خانه ات را می گیرم . برو اما به کسی نگو با من چه کردی نمی خواهم ته دل بگویند چه نامردی نگو دیوانه بود سرزنشت می کنند . نگو حقش بود ظالمش می کنند . نگو عشق ما از اول اشتباه بود . می گویند رفیقش نیمه راه بود . نگو دست محبتش را رد کردی . می گویند به خودت بد کردی . نگو زندگیش تباه شد . می گویند برای تو گناه شد . نگو مرا برای بازی انتخاب کردی . می گویند پلهای پشت سرت را خراب کردی. نگو نمی خواهمش آدم زیاد است . می گویند این حرف آدمهای بد نهاد است . نگو سکوت کرد هر چه تهمت شنید . می گویند شیطان را در چشمهای تو دید . نگو بیچاره بود و بیچاره ترش کردی نگو زندگی اش را گرفتم . نه ... طاقتم لبریز از اشک است دیگر نمی توانم ادامه دهم تقدیم به بهونه ی زندگی هر چند تند رفتم مرا به لبخندهایی که از دیدن هم میزدیم ببخش نگران چیزی نباش من با تو هستم باید با هم صحبت کنیم پگاه در پشت یک صفحه شیشه ای نمیتونم درک کنم نوشته هایت را منتظر تماست هستم . که هم صدای گرمت را بشنوم و هم خواسته هایت اگر خواسته ای داری .
اسمان دل من دلم گرفته است دوباره دلم هوای تو را کرده است . خودکارم را از ابر پر میکنم و برایت از باران مینویسم . وقتی که قطرات باران لحظه هایم را مترنم میکنند به یاد تو می افتم به یاد روزی که تورا در میان شقایق ها دیدم . به یاد روزی که شمع را سرودی و خاکستر شدی . می خواهم به سوی تو بیایم تورا در کجا می توان یافت ؟ در آواز جغدی شوم که میخوانندش یا در آواز سینه سرخ ؟ در سلام دختری که تازه سخن گفتن آموخته یا در سلام دختری که پی آرزوهایش می گردد ؟ دلم تنگ است دلم تنگ است دلم به اندازه حجم قفس تنگ است صدايم خيس بارانيست نميدانم چرا در قلب من پاييز طولانيست . -- دلم خيلي گرفته به ياد نوشته هاي قديمي مي افتم نميدونم از كيست اما احساس ميكنم اون هم روزي مثل من بوده ... چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يك زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زول بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت شي حس كني كه هنوزم دوستش داري چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي كه يه بار زير آواره غرورش تمام وجودت له شده . چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچي به جز سلام نتوني بگي . چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوستش داري . چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار تو خودت بشكني و اونقت آروم زير لب بگي گل من باغچه نو مبارك
|
About
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|